خرید بک لینک

سال جدید شد
حالا نگا میکنم تویه این یک سال
کیا اومدن تو زندگیم
کیا رفتند
کیا نردیکتر
کیا دورتر
کیا ثابت همیشگی
امیدوارم سال جدید میزبان خوبی باشم... .

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:08

منم جبر مطلق
منم شرح مقنع
منم رأی ممتنع
منم ممتنع الوجود
منم زاور فرتاش
منم فراش بی جارو
منم دست إ بی دستور
منم ساطع إ بی مسطوع
منم چهار سیما
منم سیمای بی آرایش
منم آلایشه بی پایش
منم پایشه مهمل
منم مهمله منحل
منم داستانه بی راوی
منم حاویه بیماری
منم مجبور بالاجبار
منم چشم بی اختیار
منم مهر إ خیس تایید
منم لحن إ خشکه تاکید
منم عطر بی رایحه
منم جغده بی سایه

من کی ام من؟

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:08

مث تو "بودنت"
مث سیگار زیر بارون
مث چایی تویه ایون
مث شمعه تویه آینه
مث بوسه رویه گونه
مث توبه ی کافر کیش
مث ماته بعد کیش
مث کشیش بی اعتراف
مث اعتراف به بی گناهی
مث عفو بعد گناه
مث اعدامیه بی دار
یا که بیدار از "نبودنت"
مث سیگاره خیسه بارون
مث چای سرده تویه ایون
مث شمع شکسته تویه آینه
مث بوسه ی خیس رو گونه
مث کافر به توبه ی خویش
یا که معترف به بی شرمیه خویش
مث کشیش خسته از اعتراف
مث اعترافات بی پایان

مث من ... .

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:08

در ستایش خداوندگارش بود که رسید به والضالین یهو به خود امد که رکعت چهارم هست با خود گفت کدامین خداوندگار را ستایش میکنی که حواست نیس؟ آره "اویی" بود که خود و خداوندگارش خبر داشتند.باخود گفت عیب ندارد میشود حمد خواند اما حواست را جمع کن. نماز را تمام کرد و با خیال راحت از "او" گفت به خداوندش و قول داد در نمازش یک "او" کم کند از حرفهایش... .

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:08

بنظرم دلتنگی تشنگی هس و دوای تشنگی دیدار هس اما میدونم این دیدار شبیهه آب شوری هس که اولش تشنگیتو رفع میکنه اما تشنه ترت میکنه... .

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:08

داشتم به کلمه سکوت فکر میکردم که بعد ریشه اشو سکت و بعد کلمه سکته رسیدم.از سکوت آدمها و حتی خودم میترسم. چونکه حرف زده میشه همیشه اما نه ب زبان و یا بدن. یجاهای تویه مغز بین مخ و مخچه همون حدودا تو هم

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:08

دوطرف میدونستند دیگه همو شاید خیلی کم ببینند. اما باورش برایشان سخت بود ترجیه دادند حرفی در این مورد نزنند گذاشتن تا لحظه خداحافظی همچی مث همیشه پیش برود. موقع خداحافظی با کلماتی مث «باهم در ارتباطیم

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:08

کابوس هایی که در خواب چنگ ب رویا میزنند. زخم هایی بجا مانده از کابوس ٫ نمک خورده ی هر خوابیست.
پناهگاه ام حالا نه خوابیس که در تملک کابوس هاس
نه بیداری که خودش کابوسیس واقعی... .

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:08

هروخ دلشان خواست آمدند و رفتند
گذشته ای که ب حال ام امد و حالم را بهم زد
اینده ای که نیامده به حال ام آمد و ترسم برمداشت
نه امیدی ب گذشتس ک مرا فراموش کند
نه امیدی ب آینده ک حالم را عوض کند
و این حاله بی حالی ماند بر من

برچسب: نویسنده: ایلیا عابدی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:08

صفحه بندی